وبلاگ رسمی انجمن ادبی تائب اوز
شعروداستان شنبه های اوز
قاب خود را به شهر می بخشید باز هم صبح دیگری پاییز *** ۲ فصلها پشت سر غزل خاموش سنگ بودم-سکوت یا فریاد *** ۳ فال سیبی رقم به بختم زد روی آرایش گل خورشید *** ۴ لا به لای تمامی غربت پلکها در قلمرو صد خواب *** ۵ *** ۶ عقربه تند وتند در چرخش دراتاقم به رقص می نالید روزها تاولی ورم کرده روی عمرم به شوق می خندید *** ۷ نقطه چین بود و جای تو خالی همدم این هزارو سیصدها.... *** ۸ صد معما به دوش خود می برد واژگانی خمیده و حیران فروغ هاشمی مرا دیدی و خندیدی به من گفتی چراکردم؟ شبی درزیر بارانت نشستم رو به تنهایی برای فرصتی دیگر به درگاهت دعا کردم تورا خواندم زعمق جان زعمق ریشه های دل زهر کس غیر چشمانت دل خودرا جدا کردم دلم سوی تو پر می زد تمام هستیم گم شد تمام عشق دنیارا زعشق تو رها کردم مرا با کوله باری غم تو رفتی...نه...نمی دانم نشستم خسته وتنها وبااین غصه تا کردم مریم رحمانی(۵/۸/۱۳۸۸) پذیرفته شدن آقای مهدی بهرام پور در رشته روانشناسی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه دولتی اصفهان وخانم مژگان حسینی دررشته مدیریت آموزشی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه شیرازرا به این دو یارهمیشگی انجمن تبریک می گوییم و منتظرپیشرفتهای بیشتر این دو عزیز می مانیم. شایان ذکر است مهدی بهرامپور دبیر سابق انجمن ادبی تائب می باشد و مژگان حسینی یکی از دبیرهای فعلی انجمن است. مثل همیشه کلاه باورم قاضی نبود بحث یک عمر انتظار وزندگی دربیخ شب داستان یا مستند یا فیلم یا بازی نبود آمداما میخکوبی از تعجب بردلم عشق من آن عشق خوب روزآغازی نبود خنده سردی دهان خشک دل را تلخ کرد اوبرای دستهایم حس پروازی نبود مرغ من بودوهمان یال وهمان کوپال نه... من همان تاروسه تار وعشق آوازی نبود آنقدر سختی کشیدم سالهای بی تورا هرچه گشتم تا بیابم قصه پردازی نبود درتساوی ...ماندن ورفتن کمی تردیدوار کاری از عقلم نمی آمد دلم راضی نبود فاطمه نجاتی مقام امن ومی بیغش و رفیق شفیق گرت مدام میسرشود زهی توفیق جهان وکارجهان جمله هیچ بر هیچ است هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق(حافظ شیرازی) ...معلم کلاس دوم راهنمایی ما این شعر راخواند و بعد درمورد هدف حافظ از این دوبیت سخن گفت ودقایقی بعد بحثی شدید بین دانش آموزان درگرفت که" می" اینجا چه معنی میدهد ؟ می یا می چون خود حافظ هم زنده نبود نمی شد ازاوپرسید. پیشینه نقد سنتی به سقراط و افلاطون در قرن پنجم پیش از میلاد می رسد. از نظر منتقدانی چون افلاطون، کاربرد و هدف ادبیات در جامعه بیش از هر چیز مهم است. منتقدان نقد سنتی به مباحث ارزشی و اخلاقی بهای بیشتر می دادند. ناصر خسرو از منتقدان معروف این رویکرد است. نظریات منتقدان نقد سنتی: مجنون نشدی که با تو لیلا باشم تا با تو پر از عطر ثریا باشم مثل دُهلی، دم زدی و من ماندم... یوسف بشوم یا که زلیخا باشم گفتم، بروم؟ یا که بمانم؟ گفتی: تنها شب دیگری هم اینجا باشم وقتی که کتاب داستانم گم شد تصمیم گرفته، مثل کبری باشم پیشانی مادر است و دختر این که... یک عمر اسیر بخت حوا باشم حالا که تمام دلخوشی ها رنگ است باشد که شبی نصیب دریا باشم فاطمه نجاتی به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، متن سخنرانی سیدمحمد خاتمی در مراسم بهره برداری از مجسمه یادبود حافظ و گوته در تاریخ 22آذر 1379 بدین شرح است: ای نسیم سحر آرامگه يار کجاست منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست شب تار است و ره وادی ايمن در پیش آتش طور کجا موعد ديدار کجاست هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد در خرابات بگويید که هشیار کجاست آن کس است اهل بشارت که اشارت داند نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست هر سر موی مرا با تو هزاران کار است ما کجايیم و ملمت گر بی کار کجاست بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش کاين دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست عقل ديوانه شد آن سلسله مشکین کو دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی عیش بی يار مهیا نشود يار کجاست حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
برگ از چشم من فرو می ریخت یادها در حوالی اش لبریز
رقص باران هجوم صد آذر حنجره-بغض و ثانیه در باد
ظهر تلخی نوازش گیسو حوض آبی که در دلم جوشید
باز می شد به زور این مژگان آسمان بود و صورتی پر آب
زندگی مثل یک شب کنکور اضطرابی به امتحان می زد
شاید این غصه های آخر را سالها چرخشی به جان می زد
بوسه می زد تمام دلتنگی شانه های تکیده مارا
کپه ای خاک و مشرقی آخر سهم من از جهان سرگردان
البته این ایده ونظر ..مرگ مولف .. اولین بار توسط رولان بارت در سال 1968طی مقاله ای منتشر شد اما در ان زمان چندان مورد توجه قرار نگرفت تا اینکه همین مطلب با ترجمه انگلیسی در سال 1977 چاپ ومنتشر شد که نه تنها مخاطبان بسیاری به خود جلب نمود بلکه تبدیل به مقاله ای معتبر در نظر اندیشمندان امد که هنوز
ادامه مطلب
کاری از دستم نمی آمد دلم راضی نبود
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب


